كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
54
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
وَ آتَى الزَّكاةَ و بدهد زكات مقرره را ، آنچه قبل ازين در ايتاى مال مذكور شد در بيان نوافل صدقات بود وَ الْمُوفُونَ و صاحب بر آنهااند كه وفاكنندگان باشند بِعَهْدِهِمْ بعهود خود إِذا عاهَدُوا چون عهد كنند و اين عهدهم با حق مىباشد و هم با خلق وَ الصَّابِرِينَ و نصب او بر مدح است جهت اظهار فضل صبر بر سائر صفات يعنى اين وفاكنندگان بعهد شكيبااند فِي الْبَأْساءِ در فقر و فاقه وَ الضَّرَّاءِ و در رنج و سختى وَ حِينَ الْبَأْسِ و در هنگام كارزار يعنى جهاد و مقاتله با اهل كفر و عناد أُولئِكَ آن گروه كه موصوف بدين صفتهااند الَّذِينَ آنانند كه بتحقيق صَدَقُوا راست گفتند در دين يا عهد باتباع حق وَ أُولئِكَ و آن طائفه هُمُ الْمُتَّقُونَ ايشانند پرهيزگاران از همه ناشايستها محققان گفتهاند كمالات انسانيه با كثرت شعب آن منحصر در سه چيزست صحت اعتقاد و حسن معاشرت و تهذيب نفس اما صحت اعتقاد تصديق حق سبحانه و سائر مؤمن به است و حسن معاشرت مواسات كردنست مال بارباب استحقاق و تهذيب نفس اقامت صلاة و دادن زكات و وفا كردن عهد و صبر و مجموع درين آيت مذكورست پس اين آيت جامع كمالات انسانى باشد و در موجز از ابو هريره رض نقل مىكنند كه من عمل بهذه الآية فقد استكمل ايمانه يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اى مؤمنان گرويدگان كتب فرض كرده شده عَلَيْكُمُ الْقِصاصُ بر شما مماثلت و مساوات نه تعدى و ستم فِي الْقَتْلى در كشتگان يعنى بسبب ايشان وقتى كه قتل بعمد باشد قبل از اسلام چون ميان دو قبيله حرب افتادى آن قبيله كه عالىنسب بودندى از قبيلهء اراذل بعوض بندهء آزادى و در بدل زنى مردى بكشتندى بعد از هجرت چون اين صورت بعرض حضرت رسيد حكم ربانى نازل شد كه در قتل قصاص بايد يعنى مساوات الْحُرُّ بِالْحُرِّ آزادى به آزادى وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ و بنده به بنده امام شافعى رح و امام مالك رح آزادى براى بنده نكشند نظر بمفهوم آيت و نزد امام اعظم رح حكم اين آيت به آيت النفس بالنفس منسوخست پس تفاضل را در نفس اعتبار نكند وَ الْأُنْثى بِالْأُنْثى و زنى به زنى و امام شافعى رح و اما مالك رح بنا بر اجماع قتل ذكر بانثى روا ندارند و امام اعظم رح بحديث المسلمون يتكافا دماءهم تمسك نموده حكم بقتل كند فَمَنْ عُفِيَ لَهُ پس هر كه عفو كند وى را كه قاتل است مِنْ أَخِيهِ از قصاص برادر او كه مقتول ست شَيْءٌ چيزى اشارت بهآنكه عفو كردن بعضى از ديت يا عفو كردن بعضى از ورثه يا عفو بعضى از ان خون مسقط قصاص است فَاتِّباعٌ پس بر قاتلست بعد از عفو از پى رفتن بِالْمَعْرُوفِ به نيكوئى و آن طوع و رغبت است در دادن ديت وَ أَداءٌ و ادا كردن وجه ديت إِلَيْهِ بوارث مقتول بِإِحْسانٍ به زودى و نيكوئى نه بمطل و بدخوئى ذلِكَ اين عفو از قصاص و طلب ديت تَخْفِيفٌ سبكبارى است مِنْ رَبِّكُمْ از پروردگار شما وَ رَحْمَةٌ و مهربانيست و بخشايش ازو در تسهيل امر و تحصيل نفع فَمَنِ اعْتَدى پس هر كه از حد درگذر بَعْدَ ذلِكَ بعد از آنكه عفو كرده باشد و ديت ستانده يعنى قاتل را بكشد يا غير قاتل را براى قصاص بقتل رساند يا قاتل ستم كند و بعد از آنكه يكى را كشته ديت داده ديگرى را بكشد فَلَهُ عَذابٌ أَلِيمٌ پس مر او راست در آخرت عذابى دردناك